تبلیغات
ღ تنهــــــــادرتنهــــــــاღ - ....تا یه جایی
تاریخ : جمعه 27 فروردین 1395 | ساعت 16 و 49 دقیقه و 17 ثانیه | نویسنده : zahra MOJI
تا یه جایی ک یادم میاره دنیا دختر ب دنیا اومدم حال میکردم با ظرافت دوخترونم...نمیدونم چیشد ک دیگ نخاستم دختر باشم تصمیم گرفتم مرد شم و شدم...دبیرستان همه دخترای کلاسمون عاشقم بودن چون احساس میکردن یه مرد توکلاسشون دارن...مرد شدم چون از دختر بودنم فقط ضعیف بودنش نصیبم شد...تودنیای الان نباشی چن روز دفنت میکنن من نخاستم دفن شم نخاستم خورده شم...له شم.  میگن بی ادبم آره اینم ازون تصمیمام بود...بی ادب شدم چون نتیجه محبت و حرفای عاشقونه و دخترونم شد آویزونی...نامرد عالم میشم بیمعرفت عالم میشم ولی نمیذارم هیچ ننه قمری بم بگه آویزوون